|
* * * * *به گل گفتم عشق چیست؟ گفت از من خوشبوتر به پروانه گفتم عشق چيست؟ گفت از من زيبا تر به شمع گفتم عشق چيست؟ گفت از من سوزنده تر به عشق گفتم آخر تو چيستی؟ گفت نگاهی بیش نیستم * * * * * سلام خوب هستین؟؟ آره دیگه بهترین فرصت بود بیام سراغ شماها. خب خووب هستین؟ در سلامتی کامل به سر میبرین هووووو؟!!! دلتون برام تنگ شده بوود آره ؟ از چشاتون میخونم ... خب اونا به یه چی دیگه معتادن منم به کامی دیگه خب پس الان اعلام میدارم هر کی نمیخواد به چرت و پرتام بگووشه بقیشو نخوونه (البت بگم در این صورت نصف عمرش بر فنا رفته هه هه ه ه ه)... قبل از دانشگاه رفتن جوش میزدیم قبول بشیم بریم مدرک بگیریم حالا که اومدیم مثل خر گیر میکنیم ... یه چیزیم که بگیم این درس مثل پتک میکوبونن توو سرمون که برو درست بخون بعد میگن چرا جوونای ما منزوی شدن! خب دیگه ولی خداییش این دانشگاه خیلی حال میده هاا همین درس خوندنش یه نمه ضد حال ... کلاسای ما که همیشه کرکر خنده است . حالا از جو درس بیاین بیرون بابا . من اومدم اینجا دیگه از اونجا نحرفم ... *** گريه در چشمان من طوفان غم دارد ولي *** لبخند بر لب ميزنم تا كس نداند درد من *** خب اها تا یادم نرفته بگم : پیشاپیش ولادت حضرت معصومه (س) و روز دخــــــــــــــــــتـــــــــران رو به همه دخترای ناااز و جیگر ایرونی تبریک و تهنیت عرض میکنم.. یه مطلب دیگه هم باید بگم که خیلی هم نامرد تشریف دارین چقدر به ما سر میزنین باریکلا اون دستای مبارکتون یه وقت خسته نشه ها ببین تورو خدا یه بار کارمون گیر نمیتونیم بسرریم شماها هم کوتاهی میکنین؟ دستتون ندرده بابا دس خوش! هميشه مي گفتن پيدا کردن يه دوست خوب خيلي سخته اما من باورم نمي شد. تا اينکه تو رو ديدم که براي پيدا کردن من چه قدر زحمت کشيدي مخلص همتونم هستم... ای بابا چرا حرفام یادم رفت! قبل از این که بیام نمیدونستم کدوم بگم ها وقتی میام بگم میمونم چی بگم! برسون دیگه نامردا... تا یادم بیاد اینارو داشته باشین یه مزاحی کرده باشیم.
دبیرستان ما در سینما کوچه ی مدرسه:مسیر سبز بیرون مدرسه: دایره ی طلایی داخل مدرسه:پایگاه جهنمی ساختمان مدرسه:خانه ی ارواح برج پشت مدرسه : آسمان خراش جهنمی حیاط مدرسه : پارک ژوراستیک دفتر مدیر: منطقه ممنوعه دفتر مشاور (خانوم ا):کلبه ی وحشت دفتر معاونت: جزیره ی آدم خوارها مدیر: زرد قناری دیدن مدیر از دور: شبحی در تاریکی استخر مدرسه : رودخانه ی سرخ کلاسای دینی( خانوم س):یک نفس عمیق کلاسای زبان فارسی(خانوم ر) :جایی برای زندگی کلاسای مطالعات اجتماعی (خانوم ح): خانه ای روی آب کلاسای ادبیات ( خانم م): نان و شعر کلاسای ورزش( خانوم ص):المپیک در بازداشتگاه کلاسای عربی(خانوم ف): خیلی دور خیلی نزدیک رفتار مشاور (اح )با ما ها :عزیزم من کوک نیستم (یعنی خر خودتی بگو با دوستات چی می گفتی)؟ لحظه ی درس پرسیدن: می خواهم زنده بمانم پای تخته : لبه ی تیغ منفی های پشت سرهم: گلوله های بی صدا شورائ دبیران :جنگ نفتکش ها دبیران ما : ارواح نا آرام دانش آموزان: تبعیدی ها معلم مشاور: اگه می تونی منو بگیر(آخه هیچ وقت نیست که باهاش حرف بزنی) آخر کلاس : بهشت پنهان بو ی جوراب بچه ها: عطر گل یاس نمره ۱۴: شانس زندگی صاحبان نمره های زیر ۱۴: سربداران خروج از مدرسه : فرار از مرگ غیبت : فرار بزرگ معاون آموزشی مدرسه (آ. ر):ترمیناتور اخراج شدن: خداحافظ رفیق اخراج شده ها :بینوایان زنگ آخر: آرایشگاه زیبا سال آخر دبيرستان : سال هاي بي قراري رفتن به دانشگاه : هدف سخت سوسك در كلاس : انفجار در اطاق عمل دفتر ناظم : محكمه عدالت خارج از مدرسه : آن سوي آتش دانشگاه : سرزمين آرزوها ديدن معلم از دور : سايه عقاب ها ناظم : قاتل بالفطره نگاه معلم : بگذار زندگي کنم کنکور : بالاتر ار خطر آنتن مدرسه : جاسوس سه جانبه نگاه معلم ها وقتی ساکتن : سکوت بره ها روزي كه معلم به كلاس نمي آيد : بوي خوش زندگي شوخي با مدير : بازي با مرگ خروج از مدرسه : فرار از آلكاتراس ساعتهایی که تو مدرسه ایم: نمایش ترومن(فکر کنم همه فرهنگیا فهمیدن یعنی چی)؟
ایولا خیلی باحال بود خودم میدونم.... دلم نمیاد برم بچه ها خب ای بابا ... چی میشه حالا یکم آپم طولانی میشه دیگه ...
خب دیگه دوستای گل من اجازه مرخصی میدین؟ چاکر همتووووونم ... فداتون ... بدروود...
|
About![]()
سلام دوستان ایام به کام Archivesشهریور 1388خرداد 1388 دی 1387 آبان 1387 مرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 دی 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 Links
ღ♥ღ دختر کشی ღ♥ღ
××مجله اینترنتی دختروونه×× |