تبليغاتX
۩ ۩ ●•▪·˙·..دخــتـــرانه˙·.●•▪·.۩ ۩

۩ ۩ ●•▪·˙·..دخــتـــرانه˙·.●•▪·.۩ ۩

بیا اینجا با ما باش دیگه تنها نیستی .................

 

                                            

 * * * * *به گل گفتم عشق چیست؟ گفت از من خوشبوتر به پروانه گفتم عشق چيست؟ گفت از من زيبا تر به شمع گفتم عشق چيست؟ گفت از من سوزنده تر به عشق گفتم آخر تو چيستی؟ گفت نگاهی بیش نیستم * * * * *

سلام ودو صد بدروود بروبکس دخترانه ....

خوب هستین؟؟ من که خووبه خووبم . بعد یه مدت نسبتآ طولانی شرف یاب شدیم ... فردا تعطیلیم آخ جووون 5 شنبه ها هم که همیشه تعطیلیم جمعه هم کلاس بر گزار نمیشه دیگه اووووووف عصر حال....

آره دیگه بهترین فرصت بود بیام سراغ شماها. خب خووب هستین؟ در سلامتی کامل به سر میبرین هووووو؟!!!چی کارا میکنین خوشین که... خانواده خوبن ؟ خب به من چه مگه من دکترم...(کوفت نیشتو ببند)

دلتون برام تنگ شده بوود آره ؟ از چشاتون میخونم ... الهی .. منم دلم براتون تنگ شد بود خب... میگما چقدر ترک کردن مشکله طفلک اون معتادا میگیم بترکین ... واقعا سختــــــــــــه... من درکشون میکنم

خب اونا به یه چی دیگه معتادن منم به کامی دیگه خب . سلیقه ها متفاوت (هه هه ه ه ه ) حالا که اومدم از فرصت استفاده میکنم و براتون یکمی سخنرانی میکنم تا آپ بعدی که تا تعطیلی دیگه است شاید خیلی دیـــــــر ...

 

                                       

 

پس الان اعلام میدارم هر کی نمیخواد به چرت و پرتام بگووشه بقیشو نخوونه (البت بگم در این صورت نصف عمرش بر فنا رفته هه هه ه ه ه)...

قبل از دانشگاه رفتن جوش میزدیم قبول بشیم بریم مدرک بگیریم حالا که اومدیم مثل خر گیر میکنیم ... یه چیزیم که بگیم این درس مثل پتک میکوبونن توو سرمون که برو درست بخون ... یکی نیست بگه بابا چقر بخوونیم خفه شدیم که!!

بعد میگن چرا جوونای ما منزوی شدن!

خب دیگه ولی خداییش این دانشگاه خیلی حال میده هاا همین درس خوندنش یه نمه ضد حال ... کلاسای ما که همیشه کرکر خنده است ... خوشم میاد این پسرا که شاخ میشن خوب شاخشونو می شکنیم .(زالو صفتا)

حالا از جو درس بیاین بیرون بابا . من اومدم اینجا دیگه از اونجا نحرفم ...

   

*** گريه در چشمان من طوفان غم دارد ولي *** لبخند بر لب ميزنم تا كس نداند درد من ***

 hjbv

خب اها تا یادم نرفته بگم : پیشاپیش ولادت حضرت معصومه (س) و روز دخــــــــــــــــــتـــــــــران رو به همه دخترای ناااز و جیگر ایرونی تبریک و تهنیت عرض میکنم... دووستوون دارم هواارتاااا...

gcb                                  lab

 

یه مطلب دیگه هم باید بگم که خیلی هم نامرد تشریف دارین چقدر به ما سر میزنین باریکلا اون دستای مبارکتون یه وقت خسته نشه ها ببین تورو خدا یه بار کارمون گیر نمیتونیم بسرریم شماها هم کوتاهی میکنین؟

دستتون ندرده بابا دس خوش!

 eddg

 

هميشه مي گفتن پيدا کردن يه دوست خوب خيلي سخته اما من باورم نمي شد. تا اينکه تو رو ديدم که براي پيدا کردن من چه قدر زحمت کشيدي!

مخلص همتونم هستم...

ای بابا چرا حرفام یادم رفت! قبل از این که بیام نمیدونستم کدوم بگم ها وقتی میام بگم میمونم چی بگم!

برسون دیگه نامردا... تا یادم بیاد اینارو داشته باشین یه مزاحی کرده باشیم.fgd


گفتم غم تو دارم**گفتا چشت درآيد! گفتم که ماه من شو**گفتا دلم نخواهد! گفتم خوشا هوايي کزبادصبح خيزد**گفتا هواي گرميست? اَه اَه? عرق درآمد! گفتم دل رحيمت کي عزم صلح دارد**گفتا برو به سويي ? تا گلّ ني درآيد! گفتم زمان عشرت ديدي که چون سرآمد**گفتا که اي واي ديرشد? داد مامان درآمد hxc

دبیرستان ما در سینما

کوچه ی مدرسه:مسیر سبز

بیرون مدرسه: دایره ی طلایی

داخل مدرسه:پایگاه جهنمی

ساختمان مدرسه:خانه ی ارواح

برج پشت مدرسه : آسمان خراش جهنمی

حیاط مدرسه : پارک ژوراستیک

دفتر مدیر: منطقه ممنوعه

دفتر مشاور (خانوم ا):کلبه ی وحشت

دفتر معاونت: جزیره ی آدم خوارها

مدیر: زرد قناری

دیدن مدیر از دور: شبحی در تاریکی

استخر مدرسه : رودخانه ی سرخ

کلاسای دینی( خانوم س):یک نفس عمیق

کلاسای زبان فارسی(خانوم ر) :جایی برای زندگی

کلاسای مطالعات اجتماعی (خانوم ح): خانه ای روی آب

کلاسای ادبیات ( خانم م): نان و شعر

کلاسای ورزش( خانوم ص):المپیک در بازداشتگاه

کلاسای عربی(خانوم ف): خیلی دور خیلی نزدیک

رفتار مشاور (اح )با ما ها :عزیزم من کوک نیستم (یعنی خر خودتی بگو با دوستات چی می گفتی)؟

لحظه ی درس پرسیدن: می خواهم زنده بمانم

پای تخته : لبه ی تیغ

منفی های پشت سرهم: گلوله های بی صدا

شورائ دبیران :جنگ نفتکش ها

دبیران ما : ارواح نا آرام

دانش آموزان: تبعیدی ها

معلم مشاور: اگه می تونی منو بگیر(آخه هیچ وقت نیست که باهاش حرف بزنی)

آخر کلاس : بهشت پنهان

بو ی جوراب بچه ها: عطر گل یاس

نمره ۱۴: شانس زندگی

صاحبان نمره های زیر ۱۴: سربداران

خروج از مدرسه : فرار از مرگ

غیبت : فرار بزرگ

معاون آموزشی مدرسه (آ. ر):ترمیناتور

اخراج شدن: خداحافظ رفیق

اخراج شده ها :بینوایان

زنگ آخر: آرایشگاه زیبا

سال آخر دبيرستان : سال هاي بي قراري

رفتن به دانشگاه : هدف سخت

سوسك در كلاس : انفجار در اطاق عمل

دفتر ناظم : محكمه عدالت

خارج از مدرسه : آن سوي آتش

دانشگاه : سرزمين آرزوها

ديدن معلم از دور : سايه عقاب ها

ناظم : قاتل بالفطره

نگاه معلم : بگذار زندگي کنم

کنکور : بالاتر ار خطر

آنتن مدرسه : جاسوس سه جانبه

نگاه معلم ها وقتی ساکتن : سکوت بره ها

روزي كه معلم به كلاس نمي آيد : بوي خوش زندگي

شوخي با مدير : بازي با مرگ

خروج از مدرسه : فرار از آلكاتراس

ساعتهایی که تو مدرسه ایم: نمایش ترومن(فکر کنم همه فرهنگیا فهمیدن یعنی چی)؟

 mb xzhjg

 

ایولا خیلی باحال بود خودم میدونم....

 fdxs

دلم نمیاد برم بچه ها خب ای بابا ... چی میشه حالا یکم آپم طولانی میشه دیگه ...

 

خب دیگه دوستای گل من اجازه مرخصی میدین؟ نه؟؟؟؟؟ بابا بر میگردم قوول میدم قول دخترونه! باشه؟؟ البته به شرطی که بهم بسرین هاااااا

چاکر همتووووونم ... کار من دیگه تموم شد حالا نوبت شماست نظر بدین...

فداتون ... بدروود...              

                       

+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت4:12توسط گل دختـــرا (زهره و مینا) | |